برگشتم...برگشتم...

سلام سلام به دوستای گلم...بعد ۱سال فکر کنم اومدم..

راستی بچه ها من با یه برنامه ای چت میکنم به اسم نیم باز.مثل یاهو میمونه ولی باحال تره.

با گوشی وصل بشید اینترنت و به سایت get.nimbuzz.com بريد و اونجا دانلود كنيد و يه آي دي بسازيد و من رو هم اد كنيد منتظرتونم عزيزاي دلم 

 

آي ديم اينه:   s4na

راستي سريال تقدير يك فرشته هم كه تموم شد..مي دونم ماريچي يا همون مايتا پروني رو زياد دوست داشتيد چندتا عكس ميذارم از خودش وشوهرش و گروه موزيكي كه داره

  

اينم شوهرش و خودش

اگه درباره شون بيشتر خواستيد بدونيد بگيد تا مطلب بذارم فداتوووون

eclipse

سلام به دوستان گلم.  من خیلی فیلم میبینم ولی یه فیلم خیلی رو من اثر گذاشت.

 عاشقش شدم جوری که  هرروز باید نگاهش کنم  .
شاید دیده باشید ولی من تازه دیدمش چون فیلم درام دوست نداشتم ولی حالا...
اسم فیلم twilight  و اسم قسمت دوم فیلم new moon هست .و قسمت سوم که تازه اومده  eclipse.

ادامه ی مطلب موضوع فیلم

bacK..

سلام به دوستای خوبم .چطووریید<<؟؟ نگید بی حالیم چون من با یه انرژی زیاد برگشتمم..

 و می خوام همش آپ کنم براتون. مرسی که تنهام نمیزارید و نذاشتید..

 

حالا چون می دونم همتون شبکه ی فارسی ۱ رو زیاد نگاه میکنید و

 نقل محافل شده عکس چندتا از بازیگراشو میزارم حتما ببینید.

تاتیانا انقد زشته.


http://www.irfreeup.com/images/6h1asx18x33v1r49bi03.jpg
http://www.irfreeup.com/images/h0e6e328x5zt6q45h6ff.jpg
http://www.irfreeup.com/images/7qe523two0f0dkn9ek5p.jpg
http://www.irfreeup.com/images/f1itwovxz1re74v5bxpw.jpg
http://www.irfreeup.com/images/8mexqjs0cg129wfgpkv4.jpg
http://www.irfreeup.com/images/ddax3dqgwgodxidk9fns1.jpg
http://www.irfreeup.com/images/3ha7uz888yws1o7bwk2.jpg
http://www.irfreeup.com/images/zon736tnuwkvxampfd90.jpg
http://www.irfreeup.com/images/ub15pwcprwv88jkbang4.jpg

http://www.irfreeup.com/images/smiyfdhx1arrl916jt4b.jpg

راستی فرکانس جدید شبکه اینه :

فرکانس.10720
22000
h
Eutelsat یا w3a

بدرود دوستان خوشجلم...!

یه مطلب جالب..

این کاری که میگم رو برو با ماشین حساب انجام بده.. باشه عزیزم؟؟ 

شماره مبایلت رو بزن..

بعد با سال تولدت جمعش کن...

بعد به اضافه ی سنت کن..

و بعد حاصل رو از ۱۳۸۸ کم کن...

چی میبینی..؟؟ جالب بود..؟!

 مرد درحال تميز كردن اتومبيل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 8 ساله بر روي ماشين

خط مي اندازد مرد با عصبانيت چندين مرتبه ضربات محكمي بر دستان كودك زد بدون

اينكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود در بيمارستان كودك انگشتان دست خود را

از دست داد کودک پرسيد : پدر انگشتان من كي دوباره رشد مي كنند ؟ مرد نمي توانست

 سخني بگويد ، به سمت ماشين بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشين وچشمش

 به خراشيدگي كه كودك كرده بود خورد كه نوشته بود ( دوستت دارم پدر !)

روز بعد مرد خودكشي كرد...!!

هنگام افطار شخصی پرخور با یک نا بینا هم سفره شد. 

از قضا نابینا مجال خوردن به پرخور نمی داد.

هنگام رفتن پرخور به صاحب خانه گفت : " حاج آقا ! خانه ی احسانت آباد !

من امشب دو دفعه از تو شاد شدم .

اولین بار به خاطر اینکه من را با نابینایی هم سفره کردی و چنین اندیشیدم که به

 کمال خواهم خورد !

دوم بار پس از فارغ شدن از خوردن، شاد شدم بدان سبب که این نابینا من را نخورد!!!!

یاد دارم در غروبی سرد سرد     می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد 

داد میزد کهنه قالی می خرم     دست دوم جنس عالی می خرم    کاسه و ظرف سفالی می خرم   

اشک در چشمان بابا حلقه بست        عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست       ای خدا شکرت ولی این زندگیست..!؟؟؟

بوی نان تازه هوشش برده بود          اتفاقا مادرم هم روزه بود 

خواهرم بی روسری بیرون دوید       گفت: آیا سفره خالی می خرید؟؟

*****************************************************

*****************************************************

 

معمای ریاضی : دو ضرب ساده

عدد 13837 را در سن خودتان ضرب کنید.

                                              حالا حاصلش را در 73 ضرب کنید .

حاصل چیست ؟

                                         ضرب کنید !  برایتان جالب خواهد بود. 

 

**********************************************************************

**********************************************************************

قوت قلب

 

در بیمارستانی دو مرد بیمار در اتاقی بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که

هرروز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند اما بیمار دیگر نباید  هیچ تکانی می خورد

 و همیشه باید پشت به هم اتاقیش روی تخت می خوابید. آنها ساعت ها با یکدیگر صحبت

 می کردند از همسر،خانواده،خانه یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند. هرروز بعد از

ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیز هایی را که بیرون از پنجره

می دید برای هم اتاقیش توصیف میکرد و بیمار دیگر در این 1 ساعت با شنیدن حال و هوای

  دنیای بیرون روحی تازه می گرفت : این پنجره رو به بوستانی بود که دریاچه ی زیبایی

داشت. مرغابی ها و  قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهایشان در آب

سرگرم بودند.درختان کهن،به منظره بیرون زیبایی خاصی می بخشیدند و تصویری زیبااز

شهر در افق دور دست دیده می شد. همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را

توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم

می کرد.

روزها و هفته ها سپری شد روزی پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود جسم

 بی جان مرد کنار پنجره را دید که........ ... در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

...امید...

فاصله ی دختر کوچولو تا پیرمرد یک نفر بود  روی نیمکت چوبی رو به روی یه آبنمای سنگی.

پیرمرد از دختر کوچولو پرسید : غمگینی؟

- نه

- مطمئنی؟

- نه.

- چرا گریه میکنی؟

- دوستام منو دوست ندارن

- چرا؟

- چون قشنگ نیستم

- خودشون اینو بهت گفتن؟

بقیه در ادامه مطلب ....

ادامه نوشته