حقیقت دانشگاه از دید دخترها و پسرها..!!

اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .

اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .

حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:


* سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.


* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه كك اين ميگزه نه اون.


* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها...


حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

شوهر نمونه

تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند
مرد: بله بفرماييد
زن: سلام عزيزم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد:خداحافظ
مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند
بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟

وقتی....

 

 

وقتی گفتی به اندازه ی برگ درخت سیب توی خونمون دوستت دارم اینقدر خوشحال شدم که یادم رفت زمستونه..!

آههنگ باحال از pouyan & saeed panter به اسم دلم تنگته

Pouyan Ft. Saeed Panter - Delam Tengete

آهنگ جدید مجید و هرمان به نام بیا قرش بده..

 

Majid & Herman - Bia Gheresh Bede

به یاد سهیل  ...

در تقاضای بوسه ای مارا آنکه برده است قرار و توان تویی..

شکوه از کاسب محل نکنم در حقیقت گران فروش تویی...

امروز...

امروز شنیده ام که رفته ای 

و دلم باز شکست

و تنم باز گریست

و نگاهم پی یاری گم شد

من چه تلخم امروز...!!!

عشق....

<عشق> آلوچه نیست که بهش نمک بزنی 

غذا نیست که بهش نا خونک بزنی

رفیق نیست که بهش کلک بزنی

<عشق> مقدسه وباید جلوش زن و کتک بزنی!!! 

                   ************************************************                 

من از این پنجره ی بسته دلم میگیرد 

از تماشای شب خسته دلم میگیرد

عابری نیست در این جاده به جز سایه ی من

من از این عابر دل خسته دلم میگیرد...... 

                  *************************************************                   

 

 

شاد باش..

 

 

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا می رویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی .. 

 

برای خرید عشق هر کسی چیزی آورد   دیووانه هیچ نیاورد فقط گریست

گمان کردند چون هیچ نیاورده می گرید... اما هیچ کس ندانست بهای عشق اشک است؟!

 

جک و خنده بیا تووو.....

2رشته المپیک آخوندها:1-شنا در بیت المال  2-سوارکاری بر ملت. 

ادامه نوشته

آهنگ 6/8  شب مهمونی از ali no1 & mehran

 

Ali No1 Feat.Mehran - Shabe Mehmooni

زندگی همینه...

< تا دیروز فکر می کردم اگه با غریبه ببینمش شهرو به آتیش می کشم

اما امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم کجاست > 

 

در پنهان به کسانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در نهان از کسانی که دوستمان دارند غافلیم.

شاید این است دلیل تنهایی مان .: شاید:.