غذا در ملل مختلف(طنز)

سلام به دوستای مهربونم...یلداتون مبارک گل های نازم....

یه مطلب جدید گذاشتم تا شاد باشید......

غذا در ملل مختلف(طنز)

 

آمریکایی: همه نوع غذا برای خوردن دارد،ولی با تهدید اسلحه  غذای دیگران را هم از آنها

 

میگیرد و میخورد.

 

اروپایی: همه نوع غذا برای خوردن دارد و از غذای خودش می خورد،ولی دیگران را تحریک

 

 می کند که از غذای دیگران بخورند.

 

آفریقایی: از شدت گرسنگی میمیرد، ولی غذایی برای خود پیدا نمی کند!

 

هندی: اگر بتواند غذایی برای خوردن پیدا کند از خوشحالی کمی حرکات موزون درمی آورد و

 

سپس غذا را می خورد.

 

چینی: روزی 3وعده غذا می پزد و صادر می کند تا با پولش یک وعده غذا بخرد و بخورد!

 

ژاپنی: غذایی پر خاصیت می خورد تا مغزش خوب کار کند و بتواند غذاهای جدید کشف کند!

 

عربی: به اندازه خودش و چندین همسرش غذا دارد، به طور دائم غذا میخورد!

 

مالزیایی: هر وقت گرسنه شود به میزان نیاز بدنش غذای مناسب می خورد!

 

عراقی: فکر میکند غذا برای خوردن پیدا کرده است، ولی بعد از اینکه خورد و منفجر شد تازه

 

می فهمد داخل غذا بمب جاسازی شده بود!

 

افغانی: بسته های تریاک و هروئین را می خورد و قاچاق میکند تا بتواند غذا بخرد و بخورد!

 

قبایل غیر متمدن: گاهی آنها غذا را می خورند و گاهی هم غذا آنها را می خورد!

 

ایرانی: بسته به موقعیت های مختلف معده اش متغیر است:

 

در خانه خودش: چه غذا برای خوردن داشته باشد و چه نداشته باشد دائما در حال رژیم است.

 

در مهمانی خصوصی: همه نوع غذا سر سفره است ولی آنقدر به همدیگر تعارف میکنند که آخر

 

همه ی غذاها می ماند و همه گرسنه از سر سفره بلند می شوند.

 

در مهمانی عمومی: هر غذایی که سر سفره باشد آنقدر می خورد که یا تا شعاع چند متری،  سفره از هر 

 

نوع غذایی پاک می شود و یا از خوردن زیاد بیهوش شود یا بترکد!

 

به مناسبت نزدیکی  فصل امتحانات  این مطلب رو گذاشتم  

 

لغت نامه ی امتحان(طنز)

تقلب: یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن و این کاره بودن فرد امتحان دهنده نوعی هلو بپر تو گلو که به توجه به درجه درایت  و تیزی استاد و مراقبان می تواند هلویش از هسته دار و خاردار تا آب هلو  با طعم موز  و عشق و حال متغیر باشد. 

بیراهه ای است که اتفاقا آخرش به هدف ختم می شود!

 

شب امتحان: شب تلخ، شب ظلمانی یلدا، شب سوانح و سوختگی نا کجا آباد دانشجو، شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آور تر میشوند. در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را نوش جان میکند.

 یک نوع زلزله میان روزهای سال.

 شب چشمهایش پف کرده و دهان کف کرده.

 شب رقص و پایکوبی کلمات جزوه و کتاب بر سلسله اعصاب محیطی و مرکزی دانشجو. 

 

جزوه: یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابر و باد ومه و خورشید و اینا دانشجو را به سمت پاس شدن درس هل میدهد.

 چکیده ی دانش تاریخ مصرف گذشته ی استاد.

وسیله ای که به طور معمول دانشجو با آن سر کار گذاشته می شود.

 تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.

 قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود.

 

مراقب: موجودی ستمکار که متاسفانه  چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد.   نمایشگاه  ضد حال .

موجودی که روی سینه اش نوشته شده: من مراقبم، شما چطور؟   یک نوع تله موش زنده.

 

روز امتحان: لحظه ای که در آن دانشجو می خواهد سر به تن عالم و آدم نباشد.

روزی که در آن نگاه ها عمیق می شوند.

روزی که در آن دوست و دشمن با هم و در کنار هم به قربانگاه می روند.

 

نمره: تبلور میزان دانش، مهارت و دو دره بازی دانشجو، بها نه ای همیشگی برای اعتراض!

 

سوال: یک نوع شعور سنج استاد و دانشجو. 

کلمات نفرت انگیزی که به نوبت و تک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو می روند و لحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش  واقف تر میکند. انواع مختلف آن از تشریحی  سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیر است.

 

استاد: منبع علم، مولد دانش، نیروگاه انسانیت، تبلور دانایی، کوه توانایی، مایه ی افتخار ما  بابا تو دیگه کی هستی، خود صفا، دارنده انواع و اقسام شفاء ، ضد جفاء ، یاری دهنده ضعفاء.

 

 

 

سلام به همه ی دوستای ناز و خوشگلم که همشون رو دوشت دالم و

مطمئنم شما هم ما رو دوشت دارین؟ عزیزانم می خوام نظر بدین درباره

وبم؟؟ اگه چیزیشو دوست ندارین بگین تا عوضش کنم؟ قربونتون برم می بوسمتون               نظر یادت نره.....

 

اهل دبیرستانم..

روزگارم بد نیست      دفتری دارم من       خرده عقلی سر سوزن ذوقی  

دوستانی همه چون من مردود          و کلاسی که همین نزدیکی است

 

اهل دبیرستانم...

پیشه ام گپ زدن است          گاهی هم می نویسم تکلیف 

می سپارم به شما تا به یک نمره ی ناقابل بیست

که در آن زندانی است                 

                                         دلتان تازه شود

اهل دبیرستانم...

قبله ام آموزش  جا نمازم جزوه         فاکتور از مساله ها میگیرم

همه ی زندگیم پاس کردن شده است 

درس هایم را وقتی می خوانم      که خروس می کشد خمیازه      مرغ و ماهی خوابند

 

چیزهایی دیدم من.....!!

 

من گدایی دیدم در آخر ترم       در به در میگشت      نمره ی قبولی می خواست.... 

 

                                                  شاعر: سهراب مردود سپهری